دلتنگ♥م
دلتنگـــــــــ♥ــــــم دلتنگـــــــــ♥ــــــمدلــــ♥ـت تنــــگ يـک نـفر کـه باشـد !تمـام تلاشـت را هـم که بکنــي تا خوش بگــذرد ؛و لحـظه اي فراموشش کنــي ،فايـده نــدارد .... تو دلــ♥ـــت تنــگ است ،دلـــ♥ــــت بـراي هــمان يــک نـفر تنــگ اســت !تا نيايـد ... تا نباشـد ....هيـچ چـيز درسـت نمـي شـود...
بی ترس فردا ها...
به سلامتي اون دلي که هزار بار شکست ولي هنوزم شکستن بلد نيست . . . . می شود در همین لحظهاز راه برسی وجوری مرا در آغوش بگیریکه حتی عقربه ها همجرات نکننداز این لحظه عبور کنند؟؟؟و من به اندازه ی تمام روزهایکم بودنتتو را ببویم و... در این زمان متوقفسالها در آغوشت زندگی کنمبی ترس فردا ها... نوشته شده در پ...
به سلامتي اون دلي که هزار بار شکست ولي هنوزم شکستن بلد نيست . . . .   به سلامتیه "خدا "❤️ که هر موقع دلم واسش تنگ شه !!! خودشو نمی گیره !!! قهر نمی کنه !!! به حرفام گوش می ده !!! اذیتم نمی کنه !!! بهونه نمی گیره !!! از همه مهم تر اینه که ترس از دست دادنش رو ندارم !!!  سایه به سایه پشتمه غمی نیست!!! ...
ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ.....
به سلامتي اون دلي که هزار بار شکست ولي هنوزم شکستن بلد نيست . . . . ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽﻣﯽﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ،ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽﻣﯽﺷﻮﺩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ!ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽﻣﯽﺷﻮﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﺮﻑ ﺯﺩ،ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﺮﺩ!ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻧﺠﺎﻧﯿﻢ،ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽﻣﯽﺷﻮﺩ ﺍﯾﻦ...
فصل‌هایتان را یکی کنید!
به سلامتي اون دلي که هزار بار شکست ولي هنوزم شکستن بلد نيست . . . . فصل‌هایتان را یکی کنید!شیوانا از جاده‌ای عبور می‌کرد. زن و مردی را دید که با هم جر و بحث می‌کنند و سر هم فریاد می ‌کشند. شیوانا دلیل دعوا را پرسید. زن گفت: ”من مثل بهار تازه و پر شر و شورم و شوهرم مثل زمستان سرد و بی‌روح و خنک! من م...
دلتنگـــــــــ♥ــــــم
دلتنگـــــــــ♥ــــــمدلــــ♥ـت تنــــگ يـک نـفر کـه باشـد !تمـام تلاشـت را هـم که بکنــي تا خوش بگــذرد ؛و لحـظه اي فراموشش کنــي ،فايـده نــدارد .... تو دلــ♥ـــت تنــگ است ،دلـــ♥ــــت بـراي هــمان
گران باش
سلام من بهارررره ام عاشق هر کسی که بیاد تو وبلاگم لطفا دوستای خوبم اگه از مطلبی خوشتون اومد یا خوشتون اومد یا خدایی نکرده خوشتون نیومد نظر بزارید....ممنون__000000___00000_00000000?0000000_0000000000000000__00000000000000____00000000000_______00000_________0________*__000000___00000_______*__00000000...
هرطور بودگذشت
مثل برق مثل بادمثل عمرکه هیچوقت جدی اش نگرفتیم مثل تمام روزهایی که در راهند تابستان را میگویمدر آخرین نفسهای شهریورش دعاکنیمپاییزهیچ دلی را به تاراج نَبَرد هرطور بودگذشت ♥ شنبه یکم مهر ۱۳۹۶ ساعت 11:49 AM توسط baharh
گران باش
گران باش بُگذار تا بَهایت را پرداخت کنند آدمـهاچیزهای مُفت را مُفت از دست میدهند...  فردریش نیچه
تو فقط خوب باش و خوب بمان
اگر به جاى محبتی که به کسی کردی از او بیمهری دیدیمأیوس نشو!چون برگشت آن محبت رااز شخص دیگریدر زمان دیگریدر رابطه با موضوع دیگری،خواهی گرفتشک نکنتو فقط خوب باش و خوب بمان
لعنت بر شیطان
لعنت بر شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هن...
هرطور بودگذشت
مثل برق مثل بادمثل عمرکه هیچوقت جدی اش نگرفتیم مثل تمام روزهایی که در راهند تابستان را میگویمدر آخرین نفسهای شهریورش دعاکنیمپاییزهیچ دلی را به تاراج نَبَرد هرطور بودگذشت ♥ شنبه یکم مهر ۱۳۹۶ ساعت 11:49 AM توسط baharh
هميشه بايد کسي باشد
هَـميشه بـآيد کَسـي باشدکـــہ مــَعني سه نقطههاے انتهاے جملههايَتـــ را بفهمدهَـميشه بـآيد کسـي باشدتا بُغضهايتــ را قبل از لرزيدن چـآنهات بفهمدبـآيد کسي باشدکـــہ وقتي صدايَتــ لرزيد بفهمدکـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد...کسي بـآشدکـــہ اگر بهانهگيـر شدے بفهمدکسي بـآشدکـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے ...
عشق
عشقدر رگهای منفاجعه میکنداما عاشق نشده اممبادا مردم شهرباخبر شوندکه زنی هنوزپشت کوچه های شهرپیوسته به توفکر میکندتو...آری تو...توی خیالی من... ♥ یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۵ ساعت 5:20 PM توسط baharh
به همین سادگی
به همین سادگی هرشب از کسی که دوستش داریم دورتر میشویم همان لحظه که با خودمان میگوییم بگذار امشب هم پیامی نفرستم تا ببینم کی خودش آنقدر دلتنگ میشود تا از من خبری بگیرد ♥ سه شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 12:10 PM توسط baharh
گاهی باید .........
گاهی باید رد شد گاهی باید در اوج نیاز، نخواست گاهی بایدکویر شد باهمه ی تشنگی منت هیچ ابری رانکشید گاهی برای بودن بایدمحو شد تا لااقل یه روزی یه جایی دلی برایت تنگ شود
هميشه بايد کسي باشد
هَـميشه بـآيد کَسـي باشدکـــہ مــَعني سه نقطههاے انتهاے جملههايَتـــ را بفهمدهَـميشه بـآيد کسـي باشدتا بُغضهايتــ را قبل از لرزيدن چـآنهات بفهمدبـآيد کسي باشدکـــہ وقتي صدايَتــ لرزيد بفهمدکـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد...کسي بـآشدکـــہ اگر بهانهگيـر شدے بفهمدکسي بـآشدکـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے ...
گل که خوب میداند
گفتم:مادربزرگ نمیخواهی بروی دکترچین و چروک دور لبهایت را برداریکمی جوان شوی و زیباتر؟خندید و گفت:خدابیامرز پدربزرگتمرا با همین اسناد و مدارک همسخت میشناسداینها رد بوسههای آن دورانندما به پای هم پیر نشدیمکه حسرت جوانی بخوریمگفتم:از کجا می فهمد، این لب همان لب استو این غنچه همان غنچه؟گفت باغبان هم نفه...