فصلهایتان را یکی کنید!
شیوانا از جادهای عبور میکرد. زن و مردی را دید که با هم جر و بحث میکنند و سر هم فریاد می کشند. شیوانا دلیل دعوا را پرسید. زن گفت: ”من مثل بهار تازه و پر شر و شورم و شوهرم مثل زمستان سرد و بیروح و خنک! من میخواهم در دشت بدوم و فریاد شادی سرکشم و او میگوید در حضور بقیه این کار سبکی است و فردا که میخواهیم در بین مردم زندگی کنیم باید از کار امروزمان شرمنده و خجل باشیم و بهتر است چنین نکنیم. من میخواهم نوشیدنیها و موادغذایی پرانرژی بخورم و او میگوید باید اعتدال را رعایت کنیم و حساب جیب و سلامتی را داشته باشیم و بی جهت دست و دلبازی نکنیم. خلاصه من هر چه جنون و شوق بهاری دارم او بر عکس سکوت و سکون و آرامش زمستان را دارد. به نظر میرسد که ما اشتباه کردهایم و او باید با یک زن زمستانی ازدواج میکرد و به سراغم نمیآمد!“
شیوانا آهی کشید و گفت: ”انسانها هر کدام برای خود یک سال کاملاند و هر کس در وجودش هر چهار فصل را داراست. تصور اینکه شور و تازگی بهار فقط مختص بعضی انسانهاست و خونگرمی و حرارت و سرسختی تابستان متعلق به گروهی دیگر است و زردی و خنکای پايیز و زمستان مال افراد خاصی است، تصور اشتباهی است. هر انسانی در هر لحظه زندگیاش میتواند هر چهار فصل را در وجودش ظاهر سازد. به نظر من به جای اینکه تو به بهاری بودن خودت بچسبی و او روی متانت و سنگینی زمستانیاش لجاجت کند، از این به بعد تصمیم بگیرید که فصلهایتان را یکی کنید. به وقت بهاری بودن جفتتان بهارگونه باشید و به هنگام تابستان هر دو گرم و پر تلاش و به وقت زمستان هر دو ساکت و مطمئن در کنار هم قدم بردارید. تنها با یکی کردن فصلهایتان است که در طول زندگی زناشویی میتوانید تمام خصوصیات یکدیگر را تجربه و از در کنار هم بودن لذت ببرید.“
شیوانا از جادهای عبور میکرد. زن و مردی را دید که با هم جر و بحث میکنند و سر هم فریاد می کشند. شیوانا دلیل دعوا را پرسید. زن گفت: ”من مثل بهار تازه و پر شر و شورم و شوهرم مثل زمستان سرد و بیروح و خنک! من میخواهم در دشت بدوم و فریاد شادی سرکشم و او میگوید در حضور بقیه این کار سبکی است و فردا که میخواهیم در بین مردم زندگی کنیم باید از کار امروزمان شرمنده و خجل باشیم و بهتر است چنین نکنیم. من میخواهم نوشیدنیها و موادغذایی پرانرژی بخورم و او میگوید باید اعتدال را رعایت کنیم و حساب جیب و سلامتی را داشته باشیم و بی جهت دست و دلبازی نکنیم. خلاصه من هر چه جنون و شوق بهاری دارم او بر عکس سکوت و سکون و آرامش زمستان را دارد. به نظر میرسد که ما اشتباه کردهایم و او باید با یک زن زمستانی ازدواج میکرد و به سراغم نمیآمد!“
شیوانا آهی کشید و گفت: ”انسانها هر کدام برای خود یک سال کاملاند و هر کس در وجودش هر چهار فصل را داراست. تصور اینکه شور و تازگی بهار فقط مختص بعضی انسانهاست و خونگرمی و حرارت و سرسختی تابستان متعلق به گروهی دیگر است و زردی و خنکای پايیز و زمستان مال افراد خاصی است، تصور اشتباهی است. هر انسانی در هر لحظه زندگیاش میتواند هر چهار فصل را در وجودش ظاهر سازد. به نظر من به جای اینکه تو به بهاری بودن خودت بچسبی و او روی متانت و سنگینی زمستانیاش لجاجت کند، از این به بعد تصمیم بگیرید که فصلهایتان را یکی کنید. به وقت بهاری بودن جفتتان بهارگونه باشید و به هنگام تابستان هر دو گرم و پر تلاش و به وقت زمستان هر دو ساکت و مطمئن در کنار هم قدم بردارید. تنها با یکی کردن فصلهایتان است که در طول زندگی زناشویی میتوانید تمام خصوصیات یکدیگر را تجربه و از در کنار هم بودن لذت ببرید.“
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۶ ساعت 10:57 PM توسط baharh
|

سلام من بهارررره ام لطفا دوستای خوبم اگه از مطلبی خوشتون اومد یا خدایی نکرده خوشتون نیومد نظر بزارید....ممنون