یکی از شعر های زیبای عاشقانه که با زبانی خاص و جذاب به بیان کلمات عارفانه عاشقانه پرداخته است را آماده نموده ایم که خواندن آن خالی از لطف نیست:
یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام
آرام وسرد گفت:که در طالع شما…
قلبم تپید، باز عرق روی صورتم نشست
گفتم بگو مسافر من میرسد ؟ و یا…
با چشمهای خیره به فنجان نگاه کرد!
گفتم چه شد؟ سکوت بود و تکرار لحظه ها
آخر شروع کرد به تفسیر فال من…
با سر اشاره کرد که نزدیکتر بیا
اینجا فقط دو خط موازی نشسته است
یعنی دو فرد دلشده ی تا ابد جدا
انگار بی امان به سرم ضربه میزدند
یعنی که هیچ وقت نمی آید او خدا؟؟؟
گفتم درست نیست، از اول نگاه کن
فریاد زد:بفهم رها کرده او تو را….!!!
شعر عاشقانه ای جالب اما جذاب!!!
برچسب: اشعار عشق وغرام,اشعار عشق قصيره,اشعار عشق,اشعار عشقی,اشعار عشق وحب,اشعار عشق فيس بوك,اشعار عشقری,اشعار عشق بجنون,اشعار عشق للحبيب,اشعار عشقولانه,
نویسنده: پویا موسویپور